سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
منتظرظهور


منتظرظهور


پیام بمانسبت فرارسیدن سال91

به نام هستی جان وخرد،خدای بی همتا


عرض سلام دارم خدمت شما بزرگواری که وبلاگ این حقیر را انتخاب کردید،و اجازه دادید وقت شما را با پیام خود بگیرم‍ ،


قبل از هر چیزی لازم است،با صلوات بر محمد وآل محمد و یاد امام زمان(عج) و یاد شهدا شروع کنم،


دوستان عزیز ،سال90  هم با هر غم و غصه هاش سپری شد ،سالی که دارد تمام میشود ممکنه برای بعضیها پر از پیروزی


و برای بعضیها هم خدای نکرده شکست بوده ،در هر صورتی گذشت ،آن چیزی که برای هر کسی باید قابل سوال باشد این


هست که میخواهیم در سال جدید چکار کنیم؟ چه اهدافی را باید دنبال کنیم؟و به کجا باید برسیم،نکند سال جدیدمان با


سال قبل یکی باشد. ایکاش هر کسی میومد همچون رهبر عزیزمان که هر سال را برای ملت نامگذاری میکند، ما هم برای


خود هر سال نامی رابرای خود انتخاب کنیم،


آری دوست عزیز بیایم امسال با دیدی بهتر از سال خودمان را شروع کنیم ،که بتونیم به اهداف آینده زندگی برسیم و توصیه


ای هم برای دوستان دارم که اگر مجردید و سنتون هم به ازدواج میخورد ازدواج کنید و این امر مهم هم عقب


نذارید.انشاءالله که سال جدید بر همه مسلمین بویژه شما دوست عزیزمبارک و میمون باشد و عنایات امام زمان(عج)بر شما و


خانواده ات باشد 


نویسنده: عباس پورسلیمانی ׀ تاریخ: دوشنبه 29/12/90 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ( )

یا رسول الله شرمنده ایم

ضمن عرض تسلیت بمناسبت فرا رسیدن رحلت جانگداز پیامبر مهربانی و رحمت و شهادت میوه دلش امام حسن مجتبی (ع)


دلم خواست از زندگی پیغمبر براتون بنویسم ولی دوباره به خودم امدم دیدم باید مطلبی بنویسم برای بیداری خودمون از خواب غفلت ،و آنهم


اینکه بعد از گذشت قرنها از رحلت پیغمبر هنوز آگونه که باید هدف پیامبر میفهمیدیم ،متوجه نشدیم ؛


آره جوانها برادران و خواهرا من پیغمبر مبعوث شد تا ما انسانه را از خواب غفلت بیدار کند ،اومد به ما جوونا بگه من محمد میام خیلی از


شکنجه ها و اذیتها و آزارها را تحمل میکنم تا اینکه شما بیدار بشید ،من میام شکمبه گوسفند و توهینها را بشنوم ،که یاد بگیری شما جوونا


اگر یکی از این بی حرمتیها به شما کرد از من یاد بگیرید اگر مریض شد مثل من برید عیادت نگویید چرا بی حرمتی کرد به من ،


آری پیغمبر شما اومدید و اهلبیت و فرزندانت به ما گوشزد کردید که ببین این اهلبیت من هم باید بخاطر شما مردم آخرالزمان در خون و اسارت


باشند که شما بیدار بشید ،پس برادر و خواهر من وقت بیداری ما کی میرسه چرا تا یکی به ما بی حرمتی کرد باید جبرانش کنیم بیایید بهتر   


زندگی کنیم بهتر رفتار کنیم بیاییم در این روزهای رحلت پیغمبر بیایید با پیغمبر رحمت تجدید بیعت کنیم شاید دوباره او از ما راضی شد که از این


بدبختیهای دنیوی نجات پیدا کنیم پیغمبر شرمنده ایم 


نویسنده: عباس پورسلیمانی ׀ تاریخ: شنبه 1/11/90 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ( )

یک نامه برای یار

سلام ای یار ،امیدوارم حالت خوب باشد ،نمیدونم چرا این مدت با این دلم اینجور کردی و الان بهش محل نمیزاری نکنه دیگه دلم بعنوان


همنشین تنهایی قبول نداری،مگه دل من از تو چی میخواست غیر از اینکه برای خوبیهایی که داشتی خواستت ، آهای یار دیروز و دشمن امروز


دلم با تو هستم که بهش وعده دادی که دیگه تنهاش نزاری بهش گفتی یاربمیرد و تو را تنها بزارد پس چی شد الان کجا رفت اونی که دل منو


برد ،باشه برو هرجایی که دوست داری برو ولی بدون این دل هنوز منتظر اومدن قدمهات می ماند ،این دل دیگه بیخود میکند دیگری را بزارد بیاد


،آره یار دیروز دلم میخوام بهت بگم برگرد که این دل نمیتواند دوری تو را تحمل کند آره بزار به من بگن دیوونه چون امروزه برای گرفتن و دنبال


خوبی رفتن باید مشکلاتی را تحمل کنم .


خدایا یار مرا هرجاست به سلامت دارش به قلب مهربون و لطیفش برسون  که این دل دوست داردش و منتظرش میموند تا وقت مرگ


نویسنده: عباس پورسلیمانی ׀ تاریخ: چهارشنبه 28/10/90 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ( )

از اربعین چه درسی باید گرفت

امروز روز اربعین امام حسین وشهدا کربلاست ،امروز در اکثر مناطق و گوشه گوشه کشور رنگ عزای خود را پس از چل روز


دوباره به اوج خود رساند،وامروز هم خیلیها در کنار حرم خود آقا اربعینشون گذراندند و بعضیه هم مانند من رو سیاه در


کربلای ایران همان مناطق جنگی سپری کردند که از همه ، از جمله واعاظ ،مداحین ،خدام که و بالاحره از همه قبول باشد و


انشاءالله خود ارباب و مادرش حضرت فاطمه (س) دست ما را بگیرد اونجایی که هر کس در فکر اعمال خودش هست؛


همانطور که خیلیها میدانند یکی از اوصاف مومن خواندن زیارت اربعین هست،در فرازی از این زیارت آمده :و بذل مهجته فیک


لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله،یعنی خدایا این آقایی که الان ما بایش عزاداری کردیم جان و مال و ناموس خودش


فدای ما کرد که از جهالت و گمراهی و سرگردانی نجات پیدا کنیم، آری دوست عزیز من از کربلاو ماجرای آن باید درس بگیریم


وآن هم اینکه اگر میخواهی یاری کنی امام زمان را باید زمینه و خود را از الان آماده کرد ،آنهایی که باعث شدند کربلا را بوجود


بیارند کسانی بودن که از ولایت امیرالمومنین سر باز زدند تا اینکه روز دهم عاشورا سر عزیز زهرا و میوه رسولش را از بدن


جدا کنند و بر روی نیزه ببرند برای یزید علیه لعنت،الان وقت آن نشده است که از خواب غفلت بیدار بشیم ،آهای دوست و


برادر جوان من بیایید دور سید علی آن فرزند زهرا را بگیریم نزاریم دوباره قضیه عاشورا تکرار بشه یادتون میاد که چند سال


پیش میخواستند امام حاضر ما را از ما جدا کنند ،باید کاری کنیم که حتی اون اتفاقات هم دوباره تکرار نشه بیاید دنباله رو


علی اکبرهای خمینی بشیم و به اولین خط هر وصیتشون پیروی از رهبر را اطاعت کنیم که اگر فقط این فقره را رعایت کنیم


یعنی تمام زندیگمون حسین میشه چون ولایت یعنی اخلاق ،احکام،اعتقادات بیاییم آللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد را


تو زندگی اجرا کنیم در پایان فقط التماس دعا دارم از همتون


 


نویسنده: عباس پورسلیمانی ׀ تاریخ: شنبه 24/10/90 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ( )

چهل روز گذشت

چهل خورشید گریان و نالان طلوع کرد. آسمان رنگ چهل غروب را با تمام وجود احساس کرد و چهل روز گذشت. چهل

 

روز از عاشورای کربلا گذشت و عاشورای حسینی دیدار اربعین خویش را در پیش دارداربعین است، کاروانی از

 

دوردست‌های تاریخ به سوی سرزمین لاله‌ها، قبله‌ی دل‌ها ، رهسپار است. کاروان بر سر دو راهی « عشق» و «

 

بدرقه »، دیدار مجنون‌های خفته در آرامگاه شهادت را انتخاب می‌کند و به سوی مزار لاله‌ها رهسپار می‌شود.

لحظه به لحظه التهاب چشم‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود و زنگ کاروان مغلوب صدای تپش قلب‌ها می ‌شود و دیگر این

 

تپش قلب‌هاست که نشانه‌ی ورود کاروان است نه صدای زنگ اشتران.

کاروان رسید، این‌جا کربلاست. سرزمین لاله‌های پرپر شده، جسم‌های پاره پاره شده و دست‌های گریان و نالان از

 

روی ساقی و مشک ساقی.

چهل روز پیش در این سرزمین، برق شمشیر کفر، دستان آب آور خیمه‌ها را برید و مشکی گریان و شرمنده، بر روی

 

زمین غلطید. چهل روز پیش در این دشت خشک، گلوی شش ماهه‌ای، میزبانیِ تیر هولناکی را می‌کرد و آسمان

 

نظاره‌گر دست و پای کودکی تشنه که تمام حرم را بر زمین ریخت. چهل روز پیش گودال قتل‌گاهی از خون، برای

 

مظلومیّت فرزندان زهرا می‌گریست و زمین با دیدن خورشیدی بر فراز نیزه، بر خود لرزید. چهل روز پیش خورشید

 

به‌روی نیزه قرآن می‌خواند، جسم‌های بی‌سر، پای مال سم اسبان بود، تنور میزبان خورشید و چوب خیزران ضرب‌گاه

 

خود را لبان خورشید انتخاب کرده بود.

و امروز کاروان عشاق بار دیگر از کربلا گذر می‌کند و رویای نیمه شب گذشته را، باردیگر در ذهن خود تداعی می‌کند.

 

امروز کاروان کربلا آمده است، تا میعاد خویش را با امام خویش تازه کند و تاریخ، تفسیر زیبای کربلا را دوباره تکرار کند و

 

 دفتر سبز کربلا، سرفصل‌های عشق و ایثار و شهادت و شهامت و از خودگذشتگی را، دوباره ورق ورق کند.
التهاب قلب‌ها پایان اسارت را زمزمه و اشک چشم‌ها، انتهای غریبی را تفسیر می‌کنند. غربت کوثر و فرزندان زهرا

 

 (س) را با هیچ زبانی نمی‌توان سرود و انگار صدای مظلومیت آل طه به گوش هیچ شنونده‌ای، نمی‌رسد.
آن روزها صدای زنگار کفر همه گوشها را بسته بود و نوای هل من ناصر ینصرنی زیبنده‌ی گوش هیچ شنونده‌ای نبود و

 

امروز همه جا را سکوت فرا گرفته‌است و به‌جز صدای نجوای کاروان با مزار شهدا، هیچ صدایی به گوش نمی‌رسد . امروز اربعین است و زبان شرمنده‌ی تفسیر آن.

 

نویسنده: عباس پورسلیمانی ׀ تاریخ: جمعه 23/10/90 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ( )


© All Rights Reserved to aliabas2248354.Parsiblog.com \ Theme by:
bahar-20 . com